يحيى دولت آبادى
173
حيات يحيى ( فارسى )
ميآيد بمجلس و واسطه جواب و سئوال مىشود و مخبر السلطنه در دربار با اطرافيان شاه گفتگو كرده است به اين شرط داخل كار شود كه نه از شاه بر مردم و نه از مردم بر شاه آنها هم قبول كردهاند طرف عصر نتيجه اقدامات مخبر السلطنه اين مىشود كه هيئتى از وكلاى مجلس بدربار احضار گردند و فتح باب گفتگو بشود وكلاء ميروند و تا ساعت چهار از شب گذشته برنميگردند تمام مردم در بهارستان انتظار آمدن آنها را دارند بعد از ساعت چهار از شب رفته كه ميآيند خبر ميآورند كه شاه اظهار ميدارد من اين استعداد و توپخانه را حاضر كردهام براى جلوگيرى از اشرار كه آنها خلافى نكنند و الا من با مجلس طرف نيستم و دعوا ميان خودتان است بالاخره يك مجلس بكنند وزراء و علماء و وكلاء قراردادى بنمايند كه باهم بسازند من حرفى ندارم فردا هم كه دوشنبه است مجلس تعطيل باشد مردم متفرق شوند بديهى است اين جواب فايده به حال ملت ندارد و پذيرفته نميشود و از جمله كارهاى روز دوم يكى نوشتن متحد المآلى است از طرف مجلس بسفراى خارجه كه آنها را از خلفى كه شاه نموده است خبردار ساخته كه از آنها استمداد معنوى بنمايند و جوابهاى مساعد ميرسد سفراء در خانه سفير كبير دولت عثمانى كه شيخ السفراء مىباشد مجلس ميكنند و رأى ميدهند متفقا شاه را ملاقات نموده او را ملامت كنند ميروند ميبينند صحبت ميدارند و همان جوابها كه بوكلا داده شد بسفراء هم داده مىشود همينقدر آنها را مطمئن ميكنند كه زدوخورد نخواهد شد روز دوم دويست نفر سرباز از ميدان بعنوان حفاظت مجلس تا نزديك بهارستان ميآيد و استجازه ميكنند كه اگر براى حفظ مجلس اين سربازها لازم باشند آنجا اقامت نمايند مجلس رأى نميدهد كه سرباز در آنحدود بماند و آنها را برميگردانند روز يكشنبه طرف عصر كه خبر حركات وحشيانه ميدان توپخانه و كشته شدن عنايت اللّه و مجروح شدن جمعى بيگناه ميرسد موجب پريشانحواسى جمع گشته شروع بجنگ را انتظار ميكشند شب سيم را تا صبح كسى نميخوابد چه احتمال ميرود كه شبيخون بزنند مجاهدين در حدود معينى ما بين بهارستان و ميدان توپخانه را محافظت ميكنند نه از مسلحين ملى كسى از آن حد تجاوز مىكند و نه از جنگجويان دولتى هر طرف با اسم